پنجشنبه ۱۴ تیر ۰۳ ۲۲:۴۱
"آواتار"، به کارگردانی جیمز کامرون، کارگردان مشهور سینمای هالیوود که در پروندۀ کاری اش آثاری همچون تایتانیک، ترمیناتور 2 و بیگانه ها به چشم می خورند، ابتدا قصد داشت بلافاصله پس از تایتانیک، فیلم «آواتار» را بسازد اما چون در آن زمان، تکنولوژی به اندازه ای پیشرفت نکرده بود که بتواند دنیای خیالی مورد نظرش را به تصویر بکشد، 12سال صبر کرد تا بالاخره این امکان برایش مهیا گردید. اینچنین بود که آواتار موفق شد با فروش حدوداً 2 میلیارد دلاری، نام خودش را به عنوان پرفروش ترین فیلم تاریخ سینما به ثبت برساند.(تا سال ۲۰۱۹ و انتشار فیلم «انتقام جویان: پایان بازی»)
یکی از برجستهترین ویژگیهای "آواتار" جلوههای ویژه فوقالعاده آن است. جیمز کامرون برای ساخت این فیلم از فناوریهای نوین و پیشرفتهای استفاده کرد که در زمان خود بینظیر بودند. تکنولوژی تصویربرداری سهبعدی و انیمیشنهای کامپیوتری باعث شد تا دنیای پاندورا با جزئیات و زیباییهای بصری خیرهکنندهای به تصویر کشیده شود. منتقدان و تماشاگران از این بابت ستایش زیادی نثار فیلم کردند، چرا که تجربه تماشای فیلم در سینما به یک تجربه بصری متفاوت و بینظیر تبدیل شده بود.
داستان آواتار در سال 2154 میلادی می گذرد. زمانی که منابع ثروت زمین به پایان رسیده و یک گروه آمریکایی به ریاست پارکر سلفریج، در جست و جوی سنگ های قیمتی و ارزشمندی به نام «اونابتانیوم» (unobtainium) که انرژی فراوانی از آن ها استخراج می شود، پا به سیارۀ «پاندورا» می گذارند. منبع این سنگ ها زیر درخت بسیار بزرگی است که دقیقاً بر روی محل زندگی قبیله ای از «ناوی» ها (بومیان پاندورا) قرار دارد. ناوی ها موجودات نیمه انسان و نیمه حیوانی هستند با سه متر قد، که پوستی آبی رنگ با خطوط سفید دارند و نقاط برّاقی بر روی پوستشان به چشم می خورد. درخت زندگی از نظر ناوی ها بسیار مقدس است و جلوه ای از خدایشان (ایوا) محسوب می گردد. پارکر و سرهنگ کواریچ (فرماندۀ نیروهای نظامی آمریکایی) قصد تخریب درخت مقدس را دارند اما دکتر آگوستین (مسئول بخش علمی پروژه) می خواهد به وسیلۀ مذاکره با ناوی ها، قضیه را به صورت مسالمت آمیز حل و فصل کند.
به این ترتیب، از طریق پیوند DNA انسان و ناوی، قالب هایی به نام «آواتار» طراحی شده که از لحاظ شکل ظاهری کاملاً مانند ناوی ها هستند و کنترلشان را یک انسان به دست می گیرد. به این شکل که آن انسان در دستگاه مخصوصی قرار می گیرد و انتقال روح انسان به جسم آوتاری صورت می پذیرد. به این ترتیب انسان ها می توانند با ظاهری همانند ناوی ها در جمع آن ها نفوذ کنند. یکی از این کنترل کننده ها، فردی به نام جیک سالی (Jake Sully) است که قبلاً تفنگدار نیروی دریایی ارتش آمریکا بوده و از ناحیۀ هر دو پا فلج می باشد.
هرچند داستان فیلم جذاب و حماسی است، اما برخی منتقدان معتقدند که طرح کلی داستان تا حدی کلیشهای و قابل پیشبینی است. داستان "آواتار" شباهتهایی به داستانهای کلاسیکی همچون "رقص با گرگها" و "پوچاهانتس" دارد که در آنها نیز به موضوع تقابل فرهنگها و تلاش برای حفظ طبیعت پرداخته شده است.
شخصیتهای "آواتار" به خوبی طراحی شدهاند، اما برخی از آنها شاید به اندازه کافی عمق نداشته باشند. شخصیت جیک سالی، به عنوان قهرمان داستان، تغییرات و تحولات شخصیتی قابل توجهی را تجربه میکند و از یک سرباز ساده به یک رهبر قوی و همدل تبدیل میشود. با این حال، برخی از شخصیتهای دیگر، مانند شخصیت منفی فیلم (سرهنگ مایلز کواریچ) تا حدی کلیشهای به نظر میرسند و عمق کافی ندارند.
"آواتار" پیامهای قویای در مورد محیط زیست، احترام به فرهنگهای بومی و نقد استعمارگری دارد. فیلم به وضوح تلاش میکند تا تماشاگران را به تأمل در مورد تأثیرات منفی فعالیتهای صنعتی و نظامی انسانها بر محیطزیست و فرهنگهای بومی وادار کند. این مضامین اگرچه مهم و ارزشمند هستند، اما برخی منتقدان معتقدند که این پیامها به شکلی ساده و مستقیم بیان شدهاند و میتوانستند به شکلی ظریفتر و پیچیدهتر پرداخته شوند.
"آواتار" به عنوان یک فیلم علمی-تخیلی و اکشن، تجربهای بصری بینظیر و داستانی جذاب ارائه میدهد. جلوههای ویژه و تکنولوژیهای به کار رفته در فیلم، استانداردهای جدیدی را در صنعت سینما تعریف کردند. هرچند داستان فیلم ممکن است به نظر برخی کلیشهای بیاید و برخی شخصیتها عمق کافی نداشته باشند، اما پیامهای محیطزیستی و فرهنگی فیلم همچنان تاثیرگذار هستند. به طور کلی، "آواتار" یک فیلم دیدنی و تحسینبرانگیز است که توانسته است جایگاه ویژهای در تاریخ سینما پیدا کند.